نکات کلیدی یک برنامه مالی

ساختن یک برنامه مالی می تواند ترسناک ترین بخش نوشتن بیزینس پلن شما باشد . همچنین یکی از حیاتی ترین هاست. کسب و کارهایی که دارای یک برنامه مالی کامل هستند، آمادگی بیشتری برای ارائه به سرمایه گذاران، دریافت بودجه و دستیابی به موفقیت بلندمدت دارند.
خوشبختانه، برای جمع آوری موفقیت آمیز مدرک حسابداری نیازی ندارید. تنها چیزی که باید بدانید عناصر کلیدی و آنچه در آنها وجود دارد است. شش مؤلفه را که باید در برنامه مالی شما وارد شده و کسب و کارتان را با موفقیت راه اندازی کنید، بخوانید.

یک طرح مالی چیست؟

یک برنامه مالی صرفاً یک نمای کلی از وضعیت مالی فعلی کسب و کار شما و پیش بینی های رشد است. به هر سندی فکر کنید که وضعیت پولی فعلی شما را به عنوان تصویری از سلامت کسب و کار شما و پیش‌بینی‌هایی که انتظارات آینده شما را نشان می‌دهند، در نظر بگیرید.

چرا یک برنامه مالی برای کسب و کار شما مهم است؟

همانطور که قبلا گفته شد، برنامه مالی تصویری از وضعیت فعلی کسب و کار شما است. پیش‌بینی‌ها، اهداف مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت شما را مشخص می‌کند و به شما نقطه شروعی برای توسعه یک استراتژی می‌دهد.
این به شما کمک می کند، به عنوان یک صاحب کسب و کار، انتظارات واقع بینانه ای در مورد موفقیت کسب و کار خود داشته باشید. کمتر احتمال دارد که از وضعیت مالی فعلی خود غافلگیر شوید و آمادگی بیشتری برای مدیریت یک بحران یا رشد باورنکردنی داشته باشید، فقط به این دلیل که از درون و بیرون از وضعیت مالی خود مطلع هستید.
و علاوه بر کمک به مدیریت بهتر کسب و کارتان، یک برنامه مالی کامل نیز شما را برای سرمایه گذاران جذاب تر می کند. این باعث می‌شود شما کمتر ریسک کنید و نشان می‌دهد که برای رشد کسب‌وکار خود یک برنامه و سابقه محکم دارید.

اجزای یک برنامه مالی موفق

همه بیزینس پلن ها، چه به تازگی کسب‌وکاری را راه‌اندازی کرده‌اید یا یک طرح توسعه برای یک کسب‌وکار موجود ایجاد کنید، باید شامل موارد زیر باشد:
صورت سود و زیان
صورت جریان وجوه نقد
ترازنامه
پیش بینی فروش
طرح پرسنلی
نسبت های تجاری و تجزیه و تحلیل سربه سر
حتی اگر در همان مراحل ابتدایی هستید، این صورت های مالی همچنان می توانند برای شما کارساز باشند.

چگونه یک برنامه مالی برای کسب و کار کوچک خود بنویسید

خبر خوب این است که ایجاد آنها دشوار یا درک آنها دشوار نیست. تنها با چند حدس تحصیلی در مورد اینکه چقدر ممکن است بفروشید و هزینه هایتان چقدر خواهد بود، به خوبی در راه ایجاد یک برنامه مالی کامل خواهید بود.

1. صورت سود و زیان

این یک صورت مالی است که با نام‌های مختلفی ارائه می‌شود صورت سود و زیان، صورت سود و زیان، صورت‌حساب درآمد پیش‌فرض ، P&L (مخفف «سود و زیان») و در اصل توضیحی درباره نحوه سودآوری کسب‌وکار شما است. یا متحمل ضرر در یک دوره زمانی معین.
این جدولی است که تمام جریان‌های درآمد و تمام هزینه‌های شما را معمولاً در یک دوره سه ماهه فهرست می‌کند و در پایین کل مقدار سود یا زیان خالص را فهرست می‌کند.
بسته به نوع کسب و کار و ساختار کسب و کار شما (غیر انتفاعی، LLC، C-Corp و غیره)، صورت‌های سود و زیان متفاوتی وجود دارد.
مواردی که باید در صورت سود و زیان خود لحاظ کنید
درآمد شما (که فروش نیز نامیده می شود)
“هزینه فروش” یا “بهای تمام شده کالای فروخته شده” (COGS) شما به خاطر داشته باشید که برخی از انواع شرکت ها، مانند شرکت خدماتی، ممکن است COGS نداشته باشند.
حاشیه ناخالص شما، که درآمد شما کمتر از COGS شما است
این سه مولفه (درآمد، COGS و حاشیه ناخالص) ستون فقرات مدل کسب و کار شما هستند به عنوان مثال نحوه کسب درآمد.
همچنین هزینه‌های عملیاتی خود را فهرست می‌کنید، که هزینه‌های مرتبط با راه‌اندازی کسب‌وکار شما است که مستقیماً با فروش مرتبط نیست. آنها هزینه های ثابتی هستند که بسته به قوت یا ضعف درآمد شما در یک ماه مشخص در نوسان نیستند به اجاره، آب و برق و بیمه فکر کنید.

نحوه یافتن درآمد عملیاتی

برای یافتن درآمد عملیاتی خود با بیانیه P&L، حاشیه ناخالص را منهای هزینه های عملیاتی خود می گیرید:
حاشیه ناخالص – هزینه های عملیاتی = درآمد عملیاتی
بسته به نحوه طبقه بندی برخی از هزینه های خود، درآمد عملیاتی شما معمولاً معادل «درآمد قبل از بهره، مالیات، استهلاک و استهلاک» شما (EBITDA) خواهد بود. این اساساً این است که قبل از اینکه تعهدات حسابداری و مالیاتی خود را در نظر بگیرید، چقدر درآمد کسب کرده اید. همچنین ممکن است «سود قبل از بهره و مالیات»، سود ناخالص، و «سهم به سربار» نامیده شود – نام‌های بسیاری، اما همه آنها به یک عدد اشاره دارند.

چگونه درآمد خالص را پیدا کنیم

به اصطلاح “خط پایین” شما – به طور رسمی، درآمد خالص شما، که در انتهای (یا، خط پایین) صورت سود و زیان شما یافت می شود – EBITDA شما منهای “ITDA” است. فقط هزینه های بهره، مالیات، استهلاک و استهلاک خود را از EBITDA کم کنید و درآمد خالص خود را خواهید داشت:
درآمد عملیاتی – بهره، مالیات، استهلاک و هزینه های استهلاک = درآمد خالص

2. صورت جریان وجوه نقد

صورت جریان نقدی شما به اندازه صورت سود و زیان مهم است. کسب و کارها با پول نقد کار می کنند دو راه برای دور زدن آن وجود ندارد. صورت جریان نقدی توضیحی است در مورد اینکه کسب و کار شما چقدر پول نقد وارد کرده است، چقدر پول نقد پرداخت کرده است و مانده نقدی پایانی آن معمولاً در ماه چقدر بوده است.
بدون درک کامل از مقدار پول نقدی که دارید، پول نقد شما از کجا می آید، به کجا می رود و بر اساس چه برنامه ای، برای اداره یک کسب و کار سالم مشکل خواهید داشت. و بدون صورت جریان نقدی، که این اطلاعات را به طور منظم برای وام دهندگان و سرمایه گذاران ارائه می کند، نمی توانید سرمایه جمع آوری کنید.
صورت جریان نقدی به شما کمک می کند تفاوت بین آنچه صورت سود و زیان شما به عنوان درآمد گزارش می کند سود شما و موقعیت واقعی نقدی شما را درک کنید.
ممکن است بسیار سودآور باشید و همچنان پول نقد کافی برای پرداخت هزینه های خود و حفظ کسب و کار خود را نداشته باشید. همچنین ممکن است بی‌سود باشید، اما همچنان پول نقد کافی در دست داشته باشید تا درها را برای چندین ماه باز نگه دارید و برای خود زمان بخرید تا اوضاع را تغییر دهید به همین دلیل است که درک این صورت مالی بسیار مهم است.

حسابداری نقدی در مقابل تعهدی

دو روش حسابداری وجود دارد، روش نقدی و روش تعهدی.
روش تعهدی به این معنی است که شما فروش و هزینه‌های خود را همزمان در نظر می‌گیرید مثلاً اگر یک پیش‌سفارش بزرگ برای یک محصول جدید دریافت کرده‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام درآمد فروش پیش‌سفارش خود را حساب کنید تا اینکه واقعاً شروع کنید. تولید و تحویل محصول. تطبیق درآمد با هزینه های مربوطه همان چیزی است که به عنوان “اصل تطبیق” نامیده می شود و اساس حسابداری تعهدی است.
روش نقدی به این معنی است که شما فقط فروش و هزینه‌های خود را در صورت وقوع حساب می‌کنید، بدون اینکه نگران تطبیق هزینه‌های مربوط به یک فروش خاص یا بالعکس باشید.
اگر از روش نقدی استفاده می کنید، صورت جریان نقدی شما با آنچه در صورت سود و زیان خود می بینید تفاوت چندانی نخواهد داشت. ممکن است به نظر برسد که همه چیز را ساده‌تر می‌کند، اما من در واقع توصیه می‌کنم از آن جلوگیری کنید.
من فکر می‌کنم که روش حسابداری تعهدی بهترین حس را از نحوه عملکرد کسب‌وکارتان به شما می‌دهد و اگر قبلاً از آن استفاده نمی‌کنید، باید به آن تغییر دهید.

چرا باید از حسابداری تعهدی برای جریان نقدی استفاده کنید

برای درک بهتر نحوه عملکرد کسب و کار خود، اگر قبلاً از حسابداری تعهدی استفاده نمی کنید، باید به حسابداری تعهدی تغییر دهید.
دلیلش این است: فرض کنید شما یک کسب و کار کمپ تابستانی دارید. ممکن است در ماه مارس، چند ماه قبل از شروع کمپ در ماه ژوئیه، مبلغی را از یک کمپینگ دریافت کنید. در ماه جولای به حساب می آید.
با روش نقدی، شما درآمد را در ماه مارس شناسایی می‌کردید، اما تمام هزینه‌های ماه جولای، باعث می‌شد در تمام ماه‌های منتهی به اردو سودآوری داشته باشید، اما در ماه‌هایی که به آن کمپ می‌رسید، سودآور نبوده‌اید. اردو در واقع برگزار شد.
زمانی که زمان ارزیابی سودآوری یک رویداد یا محصول فرا می رسد، حسابداری نقدی می تواند کمی سخت باشد و درک واقعی جزئیات و نکات عملیات تجاری شما را دشوارتر کند. برای اینکه بهترین نگاه به نحوه عملکرد کسب و کار شما داشته باشید، حسابداری تعهدی راهی برای رفتن است.

3. ترازنامه

ترازنامه شما تصویری از وضعیت مالی کسب و کار شما است – در یک لحظه خاص از زمان، وضعیت شما چگونه است؟ چقدر پول نقد در بانک دارید، مشتریانتان چقدر به شما بدهکار هستند و چقدر به فروشندگانتان بدهکار هستید؟

چه چیزی در ترازنامه خود لحاظ کنید

دارایی ها: حساب های دریافتنی شما، پول در بانک، موجودی کالا و غیره.
بدهی ها: حساب های پرداختنی شما، مانده کارت اعتباری، بازپرداخت وام و غیره.
حقوق صاحبان سهام: برای اکثر مشاغل کوچک، این فقط حقوق صاحبان سهام است، اما می تواند شامل سهام سرمایه گذاران، سود انباشته، درآمدهای سهام و غیره باشد.
به آن ترازنامه می گویند زیرا معادله ای است که باید متعادل شود:
دارایی ها = بدهی ها + حقوق صاحبان سهام
مجموع بدهی های شما به اضافه کل حقوق صاحبان سهام همیشه با کل دارایی های شما برابر است.
در پایان سال حسابداری، کل سود یا زیان شما به سود انباشته شما (یک جزء از حقوق صاحبان سهام) اضافه یا از آن کم می شود. این باعث می شود که سود انباشته شما از زمان شروع کسب و کار، سود و زیان انباشته کسب و کار شما باشد.
با این حال، اگر شما یک مالک انحصاری یا سایر نهادهای مالیاتی انتقالی هستید، “سود انباشته” واقعاً برای شما صدق نمی کند سود انباشته شما همیشه برابر با صفر خواهد بود، زیرا تمام سود و زیان به مالکان منتقل می شود و از بین نمی رود. بیش از حد یا حفظ شده مانند آنها در یک شرکت هستند.

4. پیش بینی فروش

پیش‌بینی فروش دقیقاً همان چیزی است که به نظر می‌رسد : پیش‌بینی یا پیش‌بینی شما از آنچه فکر می‌کنید در یک دوره معین می‌فروشید. پیش بینی فروش شما بخش فوق العاده مهمی از بیزینس پلن شما است، به خصوص زمانی که وام دهندگان یا سرمایه گذاران درگیر هستند، و باید بخشی مداوم از فرآیند برنامه ریزی کسب و کار شما باشد.
پیش بینی فروش شما باید بخشی مداوم از فرآیند برنامه ریزی کسب و کار شما باشد.
شما باید پیش بینی ای ایجاد کنید که با عدد فروش که در صورت سود و زیان خود استفاده می کنید مطابقت داشته باشد. در واقع، در نرم افزار برنامه ریزی کسب و کار ما، LivePlan ، پیش بینی فروش به صورت خودکار صورت سود و زیان را پر می کند.
پیش بینی فروش یکسانی وجود ندارد هر کسب و کاری نیازهای متفاوتی خواهد داشت. نحوه تقسیم بندی و سازماندهی پیش بینی خود بستگی به نوع کسب و کار شما دارد و اینکه چقدر می خواهید فروش خود را به طور کامل پیگیری کنید.
به طور کلی، شما می خواهید پیش بینی فروش خود را به بخش هایی تقسیم کنید که برای اهداف برنامه ریزی و بازاریابی برای شما مفید هستند.
برای مثال، اگر صاحب یک رستوران هستید، می‌خواهید پیش‌بینی‌های خود را برای فروش شام و ناهار از هم جدا کنید. اما صاحب باشگاه ممکن است تفاوت بین انواع عضویت را مفید بداند. اگر می‌خواهید واقعاً دقیق باشید، حتی ممکن است پیش‌بینی خود را بر اساس محصول، با یک خط جداگانه برای هر محصولی که می‌فروشید، تقسیم کنید.
همراه با هر بخش از فروش پیش‌بینی‌شده، می‌خواهید «هزینه کالای فروخته‌شده» (COGS) آن بخش را نیز لحاظ کنید. تفاوت بین درآمد پیش‌بینی‌شده و COGS پیش‌بینی‌شده‌تان، حاشیه ناخالص پیش‌بینی‌شده شماست.

5. طرح پرسنلی

به طرح پرسنل به عنوان توجیهی برای ضرورت هر یک از اعضای تیم برای کسب و کار فکر کنید.
اهمیت کلی طرح پرسنل تا حد زیادی به نوع کسب و کار شما بستگی دارد. اگر شما یک مالک انفرادی بدون کارمند هستید، ممکن است این موضوع چندان مهم نباشد و در یک جمله دو خلاصه شود. اما اگر یک تجارت بزرگتر با هزینه های نیروی کار بالا هستید، باید زمان لازم را صرف کنید تا بفهمید پرسنل شما چگونه بر تجارت شما تأثیر می گذارند.
اگر تصمیم به ایجاد یک برنامه پرسنلی کامل دارید، باید شامل توضیحاتی در مورد هر یک از اعضای تیم مدیریتی شما و آنچه که آنها از نظر آموزش، تخصص و دانش محصول یا بازار ارائه می دهند، باشد. به این به عنوان توجیهی برای ضرورت هر یک از اعضای تیم برای کسب و کار، و توجیهی برای حقوق آنها (و/یا سهم سهام، در صورت وجود) فکر کنید. این در بخش نمای کلی شرکت در بیزینس پلن شما قرار می گیرد.
همچنین می‌توانید از این بخش برای فهرست کردن کل بخش‌ها استفاده کنید، در صورتی که برای کسب‌وکار شما و اهدافی که برای بیزینس پلن تان دارید مناسب‌تر است . هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید شما باید تنها اعضای تیم مدیریت را فهرست کنید.
همچنین در اینجاست که می‌توانید اعضای تیم یا بخش‌هایی را که برای آنها بودجه تعیین کرده‌اید اما هنوز استخدام نکرده‌اید فهرست کنید. توضیح دهید که کاندیدای ایده‌آل شما چه کسی هستند و محدوده حقوق و دستمزد خود را توجیه کنید.

6. نسبت های تجاری و تجزیه و تحلیل سربه سر

نسبت های تجاری توضیح داده شده است
اگر صورت سود و زیان، صورت جریان وجوه نقد و ترازنامه خود را دارید، تمام اعدادی را که برای محاسبه نسبت های استاندارد کسب و کار نیاز دارید، در اختیار دارید . این نسبت‌ها برای گنجاندن در یک بیزینس پلن ضروری نیستند به خصوص برای یک برنامه داخلی اما دانستن برخی نسبت‌های کلیدی همیشه ایده خوبی است.
_ نسبت های سودآوری رایج عبارتند از:
حاشیه ناخالص
بازگشت به فروش
بازگشت دارایی
بازگشت سرمایه گذاری

_ نسبت های رایج نقدینگی عبارتند از:
بدهی به حقوق صاحبان سهام
نسبت فعلی
سرمایه در گردش
از این میان، رایج‌ترین نسبت‌هایی که توسط صاحبان کسب‌وکار استفاده می‌شود و توسط بانکداران درخواست می‌شود، احتمالاً حاشیه ناخالص، بازگشت سرمایه (ROI) و بدهی به حقوق صاحبان سهام است.

تجزیه و تحلیل سربه سر

تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر شما محاسبه ای است از مقداری که باید بفروشید تا بتوانید “سرقت” را بفروشید، یعنی تمام هزینه های خود را پوشش دهید.
برای تعیین نقطه سربه سر خود، باید حاشیه سهم آنچه را که می فروشید را مشخص کنید. در مورد یک رستوران، حاشیه مشارکت، قیمت وعده غذایی منهای هزینه های مرتبط خواهد بود. به عنوان مثال، مشتری 50 دلار برای غذا می پردازد. هزینه غذا 10 دلار و دستمزد پرداخت شده برای تهیه و سرو غذا 15 دلار است. حاشیه مشارکت شما 25 دلار است (50 دلار – 10 دلار – 15 دلار = 25 دلار).
با استفاده از این مدل می‌توانید تعیین کنید که درآمد فروش شما چقدر باید بالا باشد تا بتوانید به حد نصاب برسید. اگر هزینه‌های ثابت ماهانه شما 5000 دلار است و به طور متوسط ​​50 درصد حاشیه مشارکت دارید (مانند مثال ما در مورد رستوران)، برای اینکه به حد نصاب برسید، باید 10000 دلار فروش داشته باشید.

برنامه ریزی مالی را به بخشی از تجارت خود تبدیل کنید

زمانی که شروع به کار می کنید، ممکن است برنامه مالی شما بسیار دشوار باشد، اما حقیقت این است که درک این بخش از بیزینس پلن شما کاملا ضروری است.
حتی اگر حسابداری و تجزیه و تحلیل مالی منظم خود را به یک شرکت حسابداری برون سپاری کنید، شما صاحب کسب و کار باید بتوانید این اسناد را بخوانید و درک کنید و بر اساس آنچه از آنها می آموزید تصمیم بگیرید. استفاده از ابزار داشبورد تجاری مانند LivePlan می‌تواند به ساده‌سازی این فرآیند کمک کند، بنابراین در صفحه‌گسترده‌ها برای وارد کردن و تغییر تک تک جزئیات هجوم نمی‌آورید.
اگر صورت‌های مالی تهیه و ارائه کنید که همه با هم کار می‌کنند تا داستان کسب‌وکارتان را بیان کنند، و اگر بتوانید به سؤالاتی در مورد اینکه اعداد و ارقام شما از کجا می‌آیند پاسخ دهید، شانس شما برای تأمین بودجه از سرمایه‌گذاران یا وام دهندگان بسیار بیشتر است.

منابع مالی اضافی برای مشاغل کوچک

برای توسعه برنامه مالی خود آماده اید؟ برای اطلاعات بیشتر در مورد ایجاد یک برنامه مالی موثر برای کسب و کار کوچک خود، منابع زیر را بررسی کنید.
الگوی ترازنامه
الگوی سود و زیان
چگونه یک پیش بینی فروش انجام دهیم
نحوه تهیه صورت سود و زیان (صورت درآمد)
نحوه پیش بینی جریان نقدی
ترازنامه خود را بسازید
تفاوت بین پول نقد و سود

 

درخواست تهيه بيزينس پلن

درصورت نياز به تدوين بيزينس پلن می توانيد با شرکت تماس حاصل فرماييد يا فرم اوليه سفارش بيزينس پلن را تکميل نمائيد.

 
 


درصورت تمايل به اين مطلب امتياز دهيد:

5/5 - (1 امتیاز)