
نقش خوشه هاي صنعتي در توسعه اقتصادي پايدار
نویسنده : افشين فخرچکيده
امروزه به دليل اهميت بالاي شرکت هاي کوچک و متوسط در رشد اقتصادي هر کشور و منطقه، و لزوم توجه به اين بخش از اقتصاد، توسعه از طريق ابداء خوشه اي، نقش محوري و بارزي در سياستهاي اقتصادي و صنعتي کشورهاي توسعه يافته ايفا مي نمايد. اگر رويکردهاي گذشته تمرکز بيشتري بر اقتصاد کلان داشته اند، دنياي اقتصاد امروز، کسب و کار خرد، احساس مسئوليت نسبت به افزايش قابليت رقابت واحدهاي کوچک و متوسط، بهبود ارتباطات شبکه اي، تاکيد بر حمايتهاي غير مستقيم در مقابل پرداخت يارانه، ترکيب رقابت و همکاري به منظور بهبود تقويت يادگيري و نوآوري، ارتقاء سطح همکاري واحدهاي کوچک و بزرگ و تقويت همکاري بين خوشه ها، دولت و دانشگاه ها مورد تاکيد و توجه بيشتري قرار ميگيرد.
مقدمه
هر قدر نگاه به حل مسائل از سطح بين المللي، ملي و بخشي به سمت حل مسائل منطقه اي و محلي، مبتني بر قابليت هاي پوياي سيستم هاي اجتماعي شکل بگيرد بر اساس فرآيندهاي طبيعي پيش ميرود، توجه به کسب و کار خرد در قالب شبکه ارتباطي قابل تعريف تحت عنوان بحث توسعه خوشه اي از اهميت ويژه اي برخوردار مي شود.
حدود دو دهه است که توسعه صنعتي مبتني بر خوشه ها، به عنوان استراتژي نوين مورد توجه برنامه ريزان و سياستگذاران در کشورهاي صنعتي و در حال توسعه مي باشد. سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان جهاني کار ILO ( International Labour Organization)، سازمان توسعه صنعتي ملل متحد UNIDO (United Nation Industrial Development Organization) و بانک جهاني WB(World Bank) نيز طرحهاي متعددي را از طريق توسعه خوشه هاي صنعتي در کشورهاي مختلف اجرا و حمايت نموده اند.
در سالهاي اخير بحث توجه به صنايع کوچک و متوسط و همچنين توسعه خوشه هاي صنعتي در داخل کشور نيز مورد توجه قرار گرفته است، وليکن با وجود اينکه در سطح تئوريک فعاليت هاي مفيدي صورت گرفته است، از نظر پياده سازي الگوي توسعه خوشه اي و دستيابي به سطح معقول و قابل قبول ميزان عملکرد خوشه هاي صنعتي در کشور همچنان دچار کمبود تجربه اجرايي هستيم.
اهميت صنايع کوچک و متوسط
با توجه به اهميت بسيار زياد بنگاه هاي کسب و کار کوچک و متوسط (Small and Medium Enterprises/ SME) در نقش آفريني در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، توليد صنعتي و ارائه خدمات، اين بخش از صنايع عامل راهبردي براي توسعه اقتصادي، اشتغالزايي و رقابت پذيري صنايع هستند و اين صنايع در واقع تامين کنندگان اصلي اشتغال جديد، مهد تحول و نوآوري و همچنين پيشرو در ابداع فناوري هاي جديد مي باشند.
مهمترين مزيت اين بخش از صنعت به دليل پتانسيل اشتغال در ميزان سرمايه کم است و همچنين قوت نيروي انساني (نيروي کار) بخش SME بالاتر از بنگاه هاي کسب و کار بزرگ مي باشد. بخش کسب و کار کوچک و متوسط همچنين پيش قراولي از بخش بنگاه هاي اقتصادي مدرن را تشکيل داده است و نيروي پيشران مدرنيزه کردن اقتصادي و رشد در جهان را ارائه ميدهد.
اهميت اين موضوع تا جايي است که توسعه بسياري از کشورها اغلب از طريق اندازه گيري چنين شاخص هايي اندازه گيري ميشود به عنوان مثال سطح صنعتي شدن، مدرنيزه شدن، شهرسازي، اشتغال سودمند و معنادار براي کساني که علاوه بر توانمندي علاقمند به کارکردن نيز هستند، درآمد سرانه، توزيع مساوي درآمد.
بنابراين از آنجايي که در دهه هاي اخير اين بخش از صنايع، بنگاه هاي کوچک و متوسط، موفقيت هاي چشمگيري را نسبت به بنگاه هاي بزرگ در زمينه اقتصادي به دست آورده اند بيش از موارد ديگر، مورد توجه قرار گرفته اند و شواهد نشان ميدهد که مي توان از اين بنگاه ها به عنوان موتور محرک رشد اقتصادي ياد کرد .
يکي از راه کارهاي موفق در راستاي توسعه اقتصادي بنگاه هاي کسب و کار، تجميع و سازمان دهي اين صنايع مطرح شده است، استفاده از مدل توسعه خوشه هاي صنعتي مي باشد. زادگاه اين مدل کشور ايتاليا است و بر اساس مطالعات مختلفي که در دهه 1980در اين کشور صورت گرفته است و تحولات صنعتي آن از منظر صنايع کوچک و متوسط مدنظر قرار دارد، مي توان گفت اين مدل در زمينه توسعه شهري و اقتصاد پايدار شهري موفق عمل مي نمايد، اما روند و چگونگي آن و سياست هاي اجرايي آن در هر کشور و منطقه اي متفاوت بوده است.
خوشه صنعتي چيست؟
خوشه صنعتي تمرکز جغرافيايي بنگاه هاي کسب و کار است که با محصول مشترک، رابطه ميان آنها به صورت ترکيبي از همکاري و رقابت بوده و بر همين اساس داراي نقاط قوت وضعف، فرصت ها و تهديدهاي مشترک مي باشند. چنين ترکيبي مي تواند:
• باعث مزيت هايي در حوزه تامين مواد اوليه، قطعات و ماشين آلات و همچنين افزايش بهره وري از منابع انساني گردد
• به ايجاد شبکه اي از ارائه دهندگان خدمات تخصصي مالي، اجرايي و فني مورد لزوم کمک کند
• به ايجاد فضايي مناسب درون سازماني و بين سازماني براي مشارکت نهادهاي دولتي و خصوصي ايجاد نموده که باعث نوآوري و يادگيري جمعي گردد.
اين مفهوم از شبکه متفاوت مي باشد، شبکه به معناي کنار هم قرار گرفتن واحدها در گروه هاي استراتژيک( Strategic Group) در راستاي انجام هدفي مشترک است و مي توان گفت يکي از مولفه هاي لازم و ضروري توسعه خوشه تشکيل شبکه هاي متفاوت از گروه هاي استراتژيک است.
تاريخچه خوشه
خوشه هاي صنعتي براي اولين بار توسط آلفرد مارشال در سال 1890 به صورت زير تعريف شده است:
“مناطق جغرافيايي شامل تعدادي از بنگاه هاي کسب و کار که محصولات مشابه توليد ميکنند، شامل بنگاه هايي که در سطوح مختلف فرآيند توليد مشغول فعاليت هستند و به واسطه هم مکاني از مزايايي مشترک برخوردار هستند. ”
پديده خوشه هاي منطقه اي بخشي کامل از تئوري هاي جغرافياي اقتصادي از زمان کارهاي مارشال (1890) شده است. توضيح سنتي براي وجود خوشه هاي منطقه اي بر درآمد حاصل از تقليل هزينه به واسطه تجمع اقتصادي تمرکز دارد. مارشال (1890) سه مزيت خوشه بندي صنعتي را به صورت زير نشان ميدهد:
1. توسعه گروهي زبدهوكار آزمودهاز نيروي انساني متخصص به صورت محلي و منطقه اي
2. دسترسي به فاکتورهاي ورودي متخصص ( مواد خام، نيروي انساني، خدمات و غيره ) و خدمات کسب و کار تخصصي
3. روندهاي موثر اطلاعات ( دانش در چنين تجمعاتي به آساني سرريز ميکند)
تفاوت نگرش هاي سنتي و جديد در خصوص توسعه
مايکل پرتر در سال 1998 نيز بحث خوشه هاي صنعتي را به شرح ذيل بيان نموده است:
“خوشه هاي صنعتي تمرکزهاي جغرافيايي از بنگاه هاي کسب و کار و نهادها و موسسات به هم متصل شده در حوزه اي خاص هستند، که به واسطه داشتن وجوه مشترک و مکمل فعاليت هاي همديگر، به يکديگر مرتبط ميشوند.”
مايکل پرتر معتقد است، دامنه جغرافيايي خوشه ها از يک منطقه، يک ايالت، يا حتي يک شهر به کشورهاي همسايه و نزديک به يکديگر ميتواند توسعه يابد. وي در کتاب خوشه ها و رقابت اقتصادي جديد ” Clusters and the New Economics of Competition” در سال 1998 بيان ميکند خوشه هاي صنعتي بهره وري و نوآوري را تا سطوح بالايي افزايش ميدهند. در اين کتاب پرتر به تفصيل توضيح ميدهد که خوشه هاي صنعتي بر رقابت از سه راه گسترده تاثير ميگذارند: ابتدا، از طريق افزايش بهره وري شرکت ها بر اساس منطقه؛ دوم، تحريک و هدايت مسير و فضاي نوآوري ؛ و سوم، به واسطه تحريک تشکيل کسب و کارهاي جديد در داخل خوشه؛ و در نهايت خوشه صنعتي مجاورت جغرافيايي، فرهنگي، و نهادي مجموعه اي از شرکت ها با دسترسي خاص، روابط نزديکتر، اطلاعات بهتر، انگيزه هاي قوي تر و مزيت هاي ديگري که براي بهره برداري از فواصل دور سخت مي باشد را ارائه ميدهد.
رويکرد سازمان UNIDO
رويکرد سازمان توسعه صنعتي ملل متحد UNIDO بر اين اساس در خصوص برنامه هايي مبتني بر رويکرد شبکه و خوشه صنعتي بيان ميشود که دغدغه اصلي شرکت هاي SME در سايز آنها نيست بلکه به دليل منزوي و ايزوله بودن سيستم اين گونه صنايع مي باشد و بنابراين اين سازمان با حمايت از برنامه هاي توسعه خوشه اي به دنبال درک نقش خوشه هاي صنعتي و اثرات آنها بر يادگيري، نوآوري و تحريک توسعه منطقه اي است.
به اين ترتيب برنامه اي تحت عنوان ” توسعه خوشه ها و شبکه هاي بنگاه هاي کسب و کار کوچک و متوسط “( Development Of Clusters And Networks Of SMEs) به عنوان يکي از مهمترين برنامه هاي بخش خصوصي توسعه اين سازمان در حال پياده سازي مي باشد.
اين برنامه در واقع پاسخ به نياز کشورهاي در حال توسعه در راستاي کمک فني به بنگاه هاي کسب و کار کوچک براي کمک به آنها است، کمکي که از طريق ترويج و تقويت ارتباطات بين بنگاهي به علاوه ارتباطات همکارانه با نهادها و موسسات حمايتي باعث افزايش قابليت رقابت پذيري بنگاه ها خواهد شد. به طور خلاصه مي توان گفت اين برنامه به هدف کمک به SME ها از طريق استفاده از نقاط قوت آنها و بهره گيري از فرصت هاي بازار با يکديگر و به طور مشارکتي و يا حل دغدغه ها و مسائل مشترک با تلاش و سعي گروهي مي باشد.
موفقيت هاي چشمگير خوشه هاي صنعتي در کشورهاي توسعه يافته و همچنين مطالعه و تجربه آن در کشورهاي در حال توسعه اين نگرش را ايجاد کرد که کسب و کار، محرک اصلي جوامع توسعه يافته و رشد اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه است.
مراحل توسعه رويکرد خوشه اي UNIDO
• انتخاب خوشه ها: اولويت بندي خوشه هاي تشخيص داده شده در منطقه و اين مستلزم انجام مطالعه امکان سنجي مي باشد
• انجام مطالعه شناختي( Diagnostic Study): پياده سازي برنامه توسعه خوشه با اولويت بالا از طريق جمع آوري اطلاعات در خصوص خوشه در يک رفتار مشارکتي
• اعتماد سازي ( Trust Building): ايجاد فضايي از اعتماد داخل خوشه از پيش نيازهاي ضروري در راستاي حصول حمايت از جانب نقش آفرينان در خوشه مي باشد و همانطور که از شکل 1 به خوبي قابل مشاهده است فعاليتي پيوسته است. ( نقش عامل توسعه خوشه CDA: Cluster Development Agent، در اين حوزه بسيار حساس و مهم است )
• برنامه عمل( Action Plan): اين لسيت از فعاليت هايي که معمولا به طور سالانه تعريف ميشوند از خروجي هاي مطالعه شناختي مي باشد. اين ليست در واقع نقشه راهي است که به ترويج و رشد ارتباطات بين ذينفعان خوشه در راستاي حصول نتايج ملموس ( قابل مشاهده ) کمک خواهد کرد.
• پياده سازي (Implementation): پياده سازي به معناي تحقق مجموعه اي از اهداف( برنامه هاي عمل) به گونه اي که تعاملات و فعاليت هاي ذينفعان اصلي خوشه به طور اساسي تغيير مثبت يابد.
• نظارت و ارزيابي( Monitoring and Evaluation): نظارت و ارزيابي کمي و کيفي خروجي هاي به دست آمده از پياده سازي به انتشار بهترين تجارب ( Best Practice) و ايجاد اعتماد مابين ذينفعان اصلي خوشه کمک خواهد کرد.
• خروج عامل توسعه خوشه
مهم ترين ويژگي هاي خوشه صنعتي
1. تمرکز در يک منطقه جغرافيايي
2. وجود ارتباط درون بنگاهي و درون صنعتي بين بنگاه هاي عضو خوشه
3. در طول هم قرار گرفتن بنگاه ها در درون خوشه
4. وجود سازمان هاي غير تجاري در کنار بنگاه هاي تجاري درون خوشه
5. همکاري بين بنگاه ها و انجام اقدامات مشترک و جمعي
6. وجود رقابت بين اعضا
7. هم رشته بودن بنگاه ها در يک شاخه يا دسته صنعتي خاص ( تشکيل زنجيره ارزش )
8. وجود تهديدها و فرصتهاي مشترک و جمعي
9. پيدايش خدمات فني، مديريتي و مالي در خوشه
10. وابستگي به يک منطقه خاص جغرافيايي – اقتصاد
11. کارآيي جمعي و بهره برداري از صرفه هاي اقتصادي بيروني
بحث و نتيجه گيري
يکي از بهترين راهکارهاي ارائه شده براي حل مشکلات بنگاه هاي کوچک و متوسط، راهکار توسعه خوشه اي و تجميع آنها در قالب خوشه است. به عبارت ساده ميتوان گفت پتانسيل خوشه در منطقه وجود دارد و قابل ايجاد کردن نمي باشد. با استفاده از تجميع اين بنگاه ها استفاده از تجربيات و امکانات همديگر، ايجاد امکانات مشترک و انجام امور به صورت اشتراکي به وجود مي آيد. بنابراين ميتوان گفت که خوشه هاي صنعتي در حوزه هاي مختلف بر عملکرد شرکتها تاثير گذار خواهند بود و موجب هم افزايي و ايجاد مزيت هاي يک بنگاه بزرگ براي بنگاه هاي کوچک و متوسط و توسعه اين صنايع مي شوند. در نهايت ميتوان گفت منظور از خوشه سازي تامين نيازهاي ساختاري و کارکردي خوشه هاي توسعه نيافته است که با بستر سازي، هدايت و تعامل متناسب ميتوانند به سطح مطلوبي از توسعه يافتگي برسند.



























دیدگاه خود را ثبت کنید