
نحوه نوشتن چشمانداز ، ماموریت و اهداف بیزینس پلن
- 31 فروردین 1401
- 0
- بازدیدها: 1,910
- دسته بندی:
نحوه نوشتن چشمانداز ، ماموریت و اهداف بیزینس پلن
برای بیزینس تان، چشماندازی را با در نظر گرفتن واقعیات تعریف کنید و در این بخش بنویسید. در پنجتا ده سال آینده، میخواهید بیزینس شما کجا باشد؟
پسازاینکه طراحی داستان اولیه شما تمام شد، مدام سعی کنید واقعگرایانه نگاه کنید و آرزوهایتان را یادداشت نکنید، بلکه تنها بر اساس واقعیتها، سرمایه در دسترس و تیمی که میتوانید تشکیل دهید، آینده بیزینس تان را ببینید.
داشتن آرزو در بیزینس پلن کاربرد ندارد. راه رسیدن به آرزوها، آسانسور نیست بلکه شبیه به یک نردبان است. رسیدن به آرزوها دشوار ولی دستیافتنی است.(نحوه نوشتن چشمانداز ، ماموریت و اهداف بیزینس پلن)
مأموریت بیزینس شما
مأموریت یا همان فلسفه وجودی بیزینس شما نیتی است که در ابتدا با در نظر گرفتن آن، تصمیم به راهاندازی بیزینس تان گرفتهاید. مأموریت در مقایسه با چشمانداز واقعیتر است و رسالتی است که برای بیزینس خود در نظر میگیرید و باید در تماممسیر و تکتک فعالیتهای شرکتتان، نمایان باشد.
مأموریت شرکت با اهداف مالی و سودآوری که در نظر گرفتهاید، متفاوت است. هر بیزینسی درنهایت، هدف کسب درآمد را دنبال میکند اما مأموریت هر بیزینس با دیگری ممکن است متفاوت باشد. برای مثال شرکت “الف” و “ب” را در نظر بگیرید که هر دو درزمینهٔ فروش آنلاین یک محصول مشترک فعالیت میکنند. هر دو به دنبال افزایش فروش و گرفتن سهم بازار بیشتر هستند اما مأموریت شرکت “الف” ترویج فرهنگ خرید آنلاین در کشور است و مأموریت شرکت “ب” این است که مناطق دورافتاده و محروم هم به کالاهای مختلف دسترسی داشته باشند.
پس همانطور که دیدید مأموریت، نقش اجتماعی و وجههای است که در جامعه به عهدهدارید و با اهداف فردی، سازمانی و مالی متفاوت است. مادامیکه شرکت وجود دارد، مأموریت آنهم وجود دارد. همچنین وجه تمایز مأموریت با چشمانداز در این است که مأموریت در زمان حال و از لحظهای که شرکت شروع به فعالیت میکند، وجود دارد اما چشمانداز، تصویری از آینده است که ممکن است تحقق یابد.(نحوه نوشتن چشمانداز ، ماموریت و اهداف بیزینس پلن)
اهداف
اهداف یک بیزینس ، عمدتاً مالی هستند. هرگونه هدفی که میخواهید با راهاندازی بیزینس به آنها برسید، در این بخش بنویسید.
اهداف را واقعگرایانه، قابلاندازهگیری و قابلدستیابی تعیین کنید و برای رسیدن به آنها، زمان تعیین کنید. مثلاً در شش ماه اول، یک سری اهداف را مدنظر قرار میدهید و در سال اول اهداف مشخص دیگری. پس تمامی اهدافتان را با زمانبندی مناسب مشخص کنید. اولین و مهمترین اشکال در هدفگذاری، در نظر گرفتن تنها یک هدف است. در این صورت، اگر به هدفی که تعیین کردهاید، نرسید، تمام زحماتتان به باد میرود. پس، هیچ بیزینس ی را صرفاً با یک هدف شروع نکنید. بلکه همیشه مجموعهای از اهداف فرعی در مسیر رسیدن به یک یا چند هدف نهایی تعیین کنید.

شرح توصیفی
این بخش از طرح کسب و کار به ماهیت فعالیت اقتصادی و روش انجام آن میپردازد. در این بخش کالا و یا خدماتی را که قصد تولید آن رادارید شرح دهید. دیدگاه شما باید وسیع باشد. جواب این سؤال را بدهید که میخواهید صاحب چه کسبوکاری شوید و به کجا برسید؟(چشمانداز). هدف و مأموریت خود را از ایجاد این کسب و کار بهدقت بیان کنید و از جملاتی استفاده نمایید که تعهد و وفاداری شمارا به اصول حرفهای موردنظرتان نشان دهد. (بیانیه مأموریت. (
چشمانداز
برای مثال ما میخواهیم بزرگترین عرضهکننده برگه خشک انبه به بازار اروپا شویم.
مأموریت
مأموریت ما این است که مشتریان با خرید محصولی سالم و فوقالعاده خوشمزه باقیمتی معقول و مناسب منتفع و بهرهمند شوند.
شرح بازار هدف و مشتریان بالقوه
بازار هدف خود را توصیف کنید. مشتریان شما چه کسانی هستند؟
چرا در یک بازار رقابتی محصول شمارا بخرند؟
ویژگی منحصر به فرد محصول شما چیست؟
رقبای خود، سهم بازار و روند رشد یا افول را در بازار موردنظرتان شرح دهید. اهداف شما باید دقیق،قابلاندازهگیری و در دورههای کوتاهمدت و میانمدت بیان شود.
| اهداف | ارزش ها |
| اهداف متعلق به آینده هستند. | ارزش ها باید در حال محترم شمرده شوند. |
| اهداف تعیین می شوند. | ارزش ها رعایت می شوند. |
| در حوزه اهداف بعضی اوقات سر راست ترین مسیر به جایی که قرار است به آن برسید یک خط یا مسیر مستقیم نیست. | بر اساس ارزش ها ، مسیر ها همیشه مستقیم هستند |
| اهداف به کارکنان ابلاغ می شود. | ارزش ها بر کارکنان اعمال نمی شود بلکه با آنها عمل میکند، این یک فرایند دسته جمعی است. |
چشمانداز
چشمانداز سازمان توصیف میکند که شرکت میخواهد در آیندهای دور به چه سازمانی تبدیل شود و افق آینده آن چیست. (?What do we want to become)چشمانداز درواقع نظرگاهی است به آینده که مدیریت سازمان آن را نهایتی برای آن سازمان میداند. چشمانداز درواقع نمایانگر این است که سازمان آرزو دارد به چه آرمانی دست یابد.
چشمانداز تصویری از آینده است که در صورت تحقق اهداف و مقاصد نهایی، سازمان به آن دست خواهد یافت.
چشمانداز بیانگر آن است که شما چه باور و آرزویی برای آینده سازمان خوددارید. چشمانداز کلاً جنبه الهامی دارد، نوعی قول و آرزو برای آینده است، چالشی است و در آینده طولانیمدت قرار است تحقق مییابد.
چشمانداز، بیانیه کلی آن چیزی است که سازمان در آینده میخواهد باشد و باهدف آفریدن آینده و نه پیشبینی آینده ترسیم میشود. چشمانداز باید واقعی باشد و بهمثابه ستاره قطب شمال است و نقش یک نیروی جهت دهنده و یک عامل یکپارچه کننده را بازی میکند. در صورت اتفاقنظر روی یک چشمانداز سازمانی، فرهنگ حمایت از استراتژیهای سازمانی شکل خواهد گرفت و باور مشترک در سازمان ایجاد خواهد شد. چشمانداز تصویر زنده سازمان در آینده است.
چشمانداز، یک تصویر مطلوب از آینده سازمان را ترسیم میکند که استراتژیها برای تحقق آن تدوینشدهاند.
چشمانداز، وضعیتی است که مدیریت سعی میکند سازمان را بهطرف آن رهبری کند.
چشمانداز، موجب هماهنگی در درون سازمان و سازگاری بین تصمیمات و فعالیتهای سازمان میشود.
اعتقاد افراد سازمان به چشمانداز موجب بروز انرژی زیادی در سازمان میشود.
چشمانداز، یک هدف بلند پروازانه پنجتا سیساله بهاضافه توصیف زنده آن است.
چشمانداز، کارکنان را درگیر میکند، گسترده میشود و آنها را جذب میکند.
چشمانداز قلهای است که باید به آن رسید.
چشمانداز مؤثر در سازمان، مستلزم اعتماد و تعهد همگانی است.
چشمانداز به یک توصیف زنده و تحریککننده نیز نیاز دارد.
مأموریت(Mission)
مأموریت یعنی سازمان چرا وجود دارد. چرایی وجود سازمان برمیگردد به
1 – نیازی که سازمان برطرف میکند = هدف غایی = فلسفه وجودی
2 – چگونگی رفع نیاز = محصول = خروجی
3 – بهرهبرداران و استفادهکنندگان از خروجی سازمان = مشتریان
4 – چگونگی ایجاد محصول مورد رضایت بهرهبرداران = تکنولوژی
5 – درنهایت وجه تمایز سازمان با دیگر سازمانهایی که تقریباً همین کار را میکنند = مزیت رقابتی
مأموریت در هر مقطعی از زمان بیشتر ازآنچه معین کند چه کسانی مشتریان ما هستند به موارد زیر میپردازد:
1 – در چه بازارهایی وارد نمیشویم
2 – چه مشتریانی هدف ما نیستند
3 – در چه حوزه جغرافیایی فعالیت نمیکنیم
4 – با چه سازمانهای مشابه ای رقیب نیستیم
ارزشها(Values)
ارزشهای محوری سازمان میتوانند بهعنوان مبنایی مورداستفاده قرار گیرند که بر اساس آنها سیاستها را تدوین کرد. حتی میتوان با تکیهبر آنها، شیوه رفتار روزانه کارکنان و مبنای تصمیمگیریها در محل کار را مشخص نمود. سازمانها میبایست به هنگام برنامهریزیهای بلندمدت، ارزشهای محوری مشخصشده خود را رعایت کنند و به هنگام ارزیابی عملکرد، تصمیماتی را که در این زمینه میگیرند برپایه ارزشهای محوری خود بگذارند.
ارزشها باید در روزگار سختی به کارکنان سازمان روحیه بدهند وگرنه ارزش نیستند. ارزشها شعار هرروزه ایی هستند که احساس خوبی به کارکنان میبخشند، ارزشهای سازمانی، جنبه اخلاقی منافع سازمانی میباشند. ارزشها علاوه بر همگانی بودن
شخصی نیز هستند.(نحوه نوشتن چشمانداز ، ماموریت و اهداف بیزینس پلن)
ارزشها به شیوه اهداف تعیین نمیشوند، اهداف بر اساس آنکه در دقیقه و ثانیه ایی که آن را اعلام میکنید تحقق خواهد یافت، تعیین میشوند، ارزشها به این روش تعیین نمیشوند، شما میتوانید هر ارزشی را که میل دارید تعیین کنید، هرچند ارزشها را رهبران و مدیران تعیین میکنند اما ارزشها فقط وقتی واقعی میشوند که تمامی کارکنان ازجمله مدیران ارشد در عملکردشان آنها را دخالت دهند و به دیگران نیز تاکید کنند تا آنطور رفتار کنند. ارزشهای محوری اصول اعتقادی دیرپا و اساسی یک سازمان بوده، باعث رشد و نمو افراد در قالب گروه میشود. ارزشهای محوری
یک سازمان بهعنوان اصول راهنمای جاویدان به هیچ توجیهی نیاز ندارند و برای افراد درون سازمان ارزش و اهمیت ذاتی دارند.


درصورت تمايل به اين مطلب امتياز دهيد:






























دیدگاه خود را ثبت کنید